«سبکشناسی» یکی از سرفصلهای مستقلِ مدرسهٔ مداح وب است — کنارِ دستگاههای آوازی و روضهخوانی. و «سبکسازی» یعنی ساختنِ سبکِ خودت. این ماژول، پل میانِ دستگاه (ماژول ۱۰) و متنِ آماده است.
ساختارِ این ماژول
1) فهرستِ رسمیِ سبکهای مداحی · 2) تفاوتِ «سبک» و «دستگاه» · 3) نُه سبک، به تفکیک · 4) سبکسازی · 5) سبکِ محلی و گوشهٔ محلی · 6) خطاها و تمرین · 7) ⭐ فهرستِ اجراها — اثر، مداح و لینکِ مستقیم · 8) ⭐ خوانندهٔ قرآن و مداح — چهار نشانهٔ شجریان · 9) ⭐ سلسلهمراتبِ مداحیِ ایرانی — نقشهٔ کامل · 10) ⭐ سه سبکِ اجرایی — با متنِ کامل · 11) ⭐ سبکهای خامِ بانک — واژههایی که خودِ منبع به کار برده · 12) ⭐ نوزده فنِ مداحی — از متنِ کتاب · 13) ⭐ راهنمای شنیدن — چه چیزی را برداریم و چه چیزی را نه · 14) ⭐ چهار لایه، چهار سکوت، چهار سطحِ لحن · 15) ⭐ چکلیستِ شنیدن، به تفکیکِ شش سبک · 16) ⭐ پروندهٔ تحلیلی، تمرینِ ششمرحلهای و اخلاقِ شنیدن · 17) ⭐ سبکِ زمینه — ۳۶ متنِ کامل از یک مجلسِ واحد · 18) منابع.
توجه به یک نکته
این فهرست، فهرستِ رسمی است. نه «انواع نُت» و نه «سبکهای نو». یعنی هرچه در این فهرست نیست، سبکِ رسمی نیست — حتی اگر در فضای مجازی رایج باشد.
پس وقتی میگویند «سبکشناسی»، منظورش همین فهرست است.
⭐ یعنی ماهور، ۵ لحنِ قابل تفکیک دارد
و ترتیبِ دورهٔ مقدماتیِ همان مؤسسه، معنادار است: شور ← زمینه ← واحد ← مولودی در ماهور.
یعنی مداح از سادهترین شروع میکند و به ماهور میرسد — و آنجا لحنهای ۱ تا ۵ را یاد میگیرد. «لحن ۱» سادهترین است، «لحن ۵» پیچیدهترین.
پس «لحن» در این دوره = لایهٔ زیرِ گوشه. گوشه میگوید «کِی»، لحن میگوید «چطور».
| دستگاه | سبک | |
|---|---|---|
| ماهیت | نظامِ نغماتی (موسیقی) | شیوهٔ اجرا (مداحی) |
| مربوط به | مقاماتِ ایرانی | فهرستِ رسمیِ مداحی |
| مثال | ماهور · همایون · دشتی · بیات | شور · زمینه · واحد · سنگین |
| پاسخ به چه سؤالی | «در چه فضای نغماتی هستی؟» | «چه نوعِ اجرایی؟» |
| تعداد | محدود (چند دستگاهِ اصلی) | فهرستِ مشخص (۹ سبک) |
| ترکیب | یکی را انتخاب میکنی | میتوانی چند سبک را در یک مجلس بیاوری |
«من واحدِ ماهور هستم» — این جمله ناقص است. واحد، سبک است؛ ماهور، دستگاه. جملهٔ درست: «سبکِ واحد، در دستگاهِ ماهور.»
قاعده: همیشه هر دو را بگو. دستگاه + سبک. مثلِ «سبکِ زمینه، در دستگاهِ همایون».
| سبک | چیست | دستگاهِ رایج | کِی | 🎧 |
|---|---|---|---|---|
| شور | جوششِ هیجانی · بُعدِ جمعی | شور · بیات · شور محلی | پایانِ مجلس · اوجِ محفل | 🔊 |
| زمینه | بیانِ مضمون · جملاتِ بیانی بینِ بیتها | هر دستگاه (بیشتر: ماهور · همایون) | بخشِ بیانیِ روضه | 🔊 |
| واحد | کشیده و پیوسته · بدونِ وقفه | ماهور · همایون · دشتی | بدنهٔ اصلیِ روضه | 🔊 |
| واحدِ تند | واحد با شتاب · جوشش | شور · بیات | بخشِ پرانرژیِ مجلس | 🔊 |
| وحد | یکصداشدنِ جمع · هماهنگی | شور · ماهور | سینهزنیِ گروهی | 🔊 |
| سنگین | سنگین و پرتلاش · عمیق | بیات · سهگاه | روضهٔ مفصل | 🔊 |
| تک | تکرارِ یک عبارت یا جمله | شور محلی · هر دستگاه | سینهزنی · تردید | 🔊 |
| چهارضرب | ریتمِ چهار ضرب در هر واحد | شور محلی | سینهزنیِ محکم (ترم ۱ نوجوانان) | 🔊 |
| جفت | دو بیتِ پیاپی برای یک تصویر | هر دستگاه | بخشِ رواییِ نوحه | 🔊 |
ترتیبِ پیشنهادی در یک مجلسِ محرم
بر پایهٔ ساختارِ رسمیِ دورهٔ نوحهخوانی ۱۴۰۳ (هفت بخش) و قاعدهٔ «اوج فقط یک بار»:
این ترتیب، از منطقِ «ساختنِ موج» میآید (ماژول ۵): آرام → عمیق → سریع → اوج. و اوج (شور) آخر.
| تقسیم | مربوط به | 🎧 |
|---|---|---|
| تکضرب | سرفصلِ مستقل در دورهٔ زنجیرزنی: «نوحهٔ زنجیرزنیِ تکضرب در آوازِ شور محلی» | 🔊 |
| سهضرب | «اجرای نوحهٔ سهضرب در رثای حضرت ابوالفضل(ع)» · «ریتمِ سهضربِ زنجیرزنی» | 🔊 |
| چهارضرب | ترم ۱ دورهٔ نوجوانانِ مؤسسهٔ معنا | 🔊 |
| تک (متن) | تکرارِ یک عبارت — «تک» در فهرستِ رسمیِ سبکها | 🔊 |
دو چیز متفاوت با نامِ مشابه
«تک» (در فهرستِ سبکها) = تکرارِ متن. اما «تکضرب» = نوعِ ریتمِ سینهزنی.
پس «مداحی تک» و «مداحی تکضرب» یکی نیستند.
این اجرا، نمونهٔ کاملِ «سبکشناسی» است: همان سبک (سنگین)، هم دستگاه، هم لحن، هم تحریر — و در جزوه، تقطیعِ نوتبهنوت هم شده.
دو اجرای شبِ چهارم با دو مداحِ متفاوت — همان شب، دو سبک.
هر نمونهٔ بالاتفاق است؟ پیش ببین آن نیز نگردت:.
سبکشناسی
یعنی: تشخیصِ سبک. وقتی یک اجرا را میشنوی، بگویی: «این زمینه است، در دستگاهِ همایون، با لحنِ ۳ ماهور.»
این مهارت، پایه است. بدونِ آن، نمیتوانی یاد بگیری.
سبکسازی
یعنی: ساختنِ سبکِ خودت. نه تقلید از یک نفر — بلکه ساختنِ ترکیبی که در صدا و حنجرهٔ خودت کار میکند.
این مهارت، مرحلهٔ نهایی است. بدونِ سبکشناسی، سبکسازی یعنی تقلید.
مداحی که دقیقاً مثلِ یک استاد میخواند، اما صدایش مناسبِ آن نیست. نتیجه: «بد imitation».
قاعده: تقلید، نقطهٔ شروع است نه مقصد. سبکِ تو باید در صدای تو جا شود.
مرحلهٔ ۴ — «تمایز»
هر مداحِ بزرگ یک چیزِ یکتا دارد: یک جملهبندی، یک نحوِ خاص در مرکبخوانی، یک شیوهٔ تحریر. آن چیز را پیدا کن — و آن، نشانهٔ تو میشود.
قاعدهٔ نقلی: «خودت باش و بازیگری نکن» · «حاج فرج الله کارگردان و بازیگردانم» — نقل از مهدی سلحشور 🔊
| سبک | محل | دستگاه | 🎧 |
|---|---|---|---|
| دودمه | اصفهان | بیات · شور | 🔊 |
| شور محلی | عمومی | شور (شاخهٔ محلی) | 🔊 |
| سبکِ جنوبی | جنوب | بیات اصفهان (زنجیرزنی) | 🔊 |
| سینهزنیِ بوشهری | بوشهر | شور محلی | 🔊 |
| گوشهٔ محلی | هر منطقه | متناسبِ محل | 🔊 |
| نواحی | همهجا (فارسیزبان) | شور · شور محلی | 🔊 |
چرا بومی بودن، مزیت است نه محدودیت
مخاطبِ بومی، با «دودمه» و «نواحی» ارتباطِ عاطفیِ فوری برقرار میکند — چیزی که با بهترین اجرای ملی هم به دست نمیآید.
قاعده: از بومی شروع کن، به ملی برو. (ماژول ۵ — بخشِ ۷)
«من واحدِ ماهور هستم» — ناقص.
قاعده: همیشه هر دو را بگو.
بدونِ دلیلِ ساختاری، نُت عوض میشود. مخاطب گم میشود.
قاعده: سبک عوض میشود، دستگاه نه — مگر با دلیل.
شور در دقیقهٔ ۵. بعد، هیچ اوجی در کار نیست.
قاعده: شور، آخر.
ادعای «سبکِ خودم» بدونِ شناختِ سبکهای دیگران.
قاعده: اول ده پرونده، بعد سبکِ خودت.
کپیِ سبکِ کسی که صدایش با صدای تو فرق دارد.
قاعده: سبک باید در محدودهٔ صدای تو جا شود.
این فهرست از کجا آمده؟
از پایگاهِ ضاجون — که برای هر مناسبت، اجراهای ثبتشده با نامِ مداح و لینکِ صوتی را جدا کرده است. برخلافِ لینکهای جستوجو، اینها فایلِ صوتیِ مشخص دارند.
یعنی میتوانی همزمان مداحانِ هر مناسبت را ببینی و فایلشان را گوش کنی — و بعد بفهمی هر مداح، آن مناسبت را با چه سبکی خوانده.
استفادهٔ درست: برایِ هر مناسبت، ۳ مداحِ مختلف را گوش کن و سبکهایشان را مقایسه کن. این همان چیزی است که هیچ کلاسِ آوازی به تو نمیدهد.
| اثر | شنونده |
|---|---|
| مناجات امیرالمومنین سماواتی | ▶️ شنیدن |
| مناجات امیرالمومنین فرهمند | ▶️ شنیدن |
| مناجات امیرالمومنین ارضی | ▶️ شنیدن |
| مناجات امیرالمومنین حسین غریب | ▶️ شنیدن |
| اثر | شنونده |
|---|---|
| زیارت امین الله علی فانی | ▶️ شنیدن |
| زیارت امین الله سماواتی | ▶️ شنیدن |
| زیارت امین الله فرهمند | ▶️ شنیدن |
| اثر | شنونده |
|---|---|
| زیارت آل یاسین علی فانی | ▶️ شنیدن |
| زیارت آل یاسین فرهمند | ▶️ شنیدن |
| زیارت آل یاسین سماواتی | ▶️ شنیدن |
| اثر | شنونده |
|---|---|
| دعای فرج علی فانی | ▶️ شنیدن |
| دعای فرج علی حماده | ▶️ شنیدن |
| دعای فرج عامر الکاظمی | ▶️ شنیدن |
| دعای فرج باسم کربلایی | ▶️ شنیدن |
| دعای فرج مهدی میرداماد | ▶️ شنیدن |
| دعای فرج مهدی سماواتی | ▶️ شنیدن |
| دعای فرج محسن فرهمند | ▶️ شنیدن |
شجریان در سال ۱۳۵۷ش نفرِ اولِ مسابقاتِ تلاوتِ قرآن در کشور شد — پیش از آنکه بهعنوان خواننده شناخته شود. این ترتیب، هم تصادفی نیست و هم برای تو معنایی دارد.
| سال | رویداد | درس |
|---|---|---|
| ۱۳۱۹ش | تولد در مشهد | — |
| ۱۳۲۷ش | آغازِ آموزشِ تلاوت نزدِ پدر — در ۸ سالگی | مضمون، پیش از صدا |
| ۱۳۳۱ش | نخستین پخشِ صدا از رادیو خراسان | شروع از رسانهٔ همیشهحاضر |
| ۱۳۳۸ش | اجرای آوازهای بدون ساز + قرائت قرآن در رادیو | همزمانیِ دو رشته |
| ۱۳۵۰ش | همکاری با هوشنگ ابتهاج در برنامهٔ «گلهای تازه» | شاعر + آواز = اثرِ ماندگار |
| ۱۳۵۷ش | نفرِ اولِ مسابقاتِ تلاوتِ قرآنِ کشور | تلاوت، مهارتِ جداگانه است |
| ۱۳۵۷ش | استعفا از رادیو، ۱۸ شهریور | محبتِ جدی هزینه دارد |
| ۱۳۷۸ش | جایزهٔ افتخاری یونسکو (پیکاسو) | — |
| ۱۳۹۹ش | درگذشت در ۸۰ سالگی؛ دفن در کنارِ آرامگاهِ فردوسی در طوس | بازگشت به خاکِ خانه |
مهمترین سطر: «۱۳۵۷ — نفر اولِ مسابقاتِ تلاوتِ قرآن»
یعنی تلاوت، مهارتِ جداگانهای است که سالها تمرین میخواهد — و شجریان آن را از ۸ سالگی شروع کرده بود.
پس اگر میخواهی در مجلس، آیه بخوانی و «قرآنی» خوانده شود — باید تلاوت را جداگانه تمرین کنی. خواندنِ آیه با آهنگِ مداحی، تلاوت نیست.
قاعده: تلاوت و مداحی، دو حرفهٔ جدا هستند. حرفهٔ یکی را یاد نگیری و در حرفهٔ دوم ادعا نکن.
هوشنگ ابتهاج، شجریان را از معدود هنرمندانی میدانست که «اهلِ مشروبات نبود». یعنی در آن دوره هم مشهور شدن ممکن بود، هم پاک ماندن.
و همزمان، شجریان با ابتهاج و لطفی، تنها یک روز پس از «جمعهٔ سیاه» استعفا داد و کنسرت را لغو کرد.
یعنی هر دو، همزمان: حرفهٔ بزرگ و موضعِ روشن. و این دو با هم ناسازگار نیستند.
قاعده: بزرگیِ صدا، دلیلِ بیمرزی نیست. هرچه رساتر بخوانی، مرزهایت باید سختتر باشد.
بر پایهٔ «تأخیر در تولدِ سبکهایِ جدید در ایران» — یعنی هر سبک، پاسخِ یک نیازِ تاریخی بوده. این جدول، تاریخِ تحولِ اجرا را نشان میدهد.
| دوره | غالب | ساختار | پاسخ به چه نیازی؟ |
|---|---|---|---|
| دورانِ مشروطه | توجه به شعرِ مذهبی | مدرسهای | نوسازیِ آموزش در فضایِ سکوت |
| مشروطه تا جنگِ جهانیِ اول | گسترشِ مداحیِ سنتی | مدرسهای، مخاطبِ عام | زمینهسازی |
| تا اوایلِ دههٔ ۱۳۲۰ | سنتِ محفلها | مدرسهای | سنتِ شفاهیِ محفل |
| دههٔ ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ | دستگاههایِ کهنِ آوازی | مدرسهای → گروهی/تیمی | نیاز به صدایِ رسا در رادیو |
| دههٔ ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ | تکیه بر ساز و آهنگِ ایرانی | گروهی | تمایز از مداحیِ سنتی |
| دههٔ ۱۳۴۰ | شروعِ مداحیِ نوین | گروهی | نیاز به بیانِ سیاسی |
| دههٔ ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ | کوچِ مداحان به استادیوی ضبط | گروهی، با ساز | نیاز به مخاطبِ منطقهای |
| دههٔ ۱۳۵۰ | مداحیِ سنگین و پُرشور — شکلگیریِ سبکِ امروزی | تکنفره | نیاز به شخصیتِ مداح |
| دههٔ ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ | دعوتِ رسمی از مداحان به تلویزیون | گروهی | تثبیتِ عمومی |
| دههٔ ۱۳۵۰ به بعد | بازگشت به محفلِ سنتی + رشدِ مداحیِ هیئتی | ترکیبی | بازیابیِ هویتِ دینی |
| امروز | هیئتِ رسانهای + پلتفرمِ مستقل | متفرقه | نیاز به دیدهشدنِ بدونِ واسطه |
چرا این تاریخ به تو مهم است؟
چون نشان میدهد سبکِ امروزی، تقریباً هفتاد ساله است — نه یک تصمیمِ اخیر. و این یعنی این شکل، جوابِ یک نیازِ واقعی بوده: نیاز به شخصیتِ مداح.
یعنی وقتی مداحیِ تیمی و بینام را میبینی، در واقع داری یک چیزی را میبینی که خلافِ مسیرِ تاریخ است.
قاعده: مداحیِ سنتی = یک صدا، یک بدن، یک ریتم، صد سالِ تکرار. اگر این را نداری، دستگاه نداری — و دستگاه بدونش شکننده است.
| مداحیِ سنتی | مداحیِ نوین | |
|---|---|---|
| خاستگاه | محفلِ شفاهی | رادیو و استودیو |
| حامل | حافظهٔ شفاهی | ضبط و تکرار |
| وحدتِ واحد | مداح + نوکران + سینهزنان | مداحِ شاخص + ارکستر |
| واگذاری | نسل به نسل | کانال به کانال |
| نقطهٔ ضعف | حافظه | وابستگی به رسانه |
| نقطهٔ قوت | بیواسطه بودن | دسترسیِ گسترده |
| نیازِ آموزشی | حافظه و تکرار | صداسازی و اجرا |
جمعبندیِ استراتژی
تو لازم نیست یکی یا دیگری باشی. اما باید بدانی کدامی هستی — چون تمرینشان فرق دارد.
اگر سنتی: روی حافظه، ردیف، و کارِ گروهی کار کن (ماژول ۶ و ۱۰).
اگر نوین: روی صدا، اجرا، و تصویرِ صحنه کار کن (ماژول ۸ و ۹).
و اگر میخواهی هر دو را داشته باشی: متن را برای حافظه بنویس، اجرا را برای ضبط.
قاعده: متن باید برای «شنیدن از حافظه» ساخته شود — چون این تنها بافتی است که در آن، صد سال دوام آورده.
قاعدهٔ نمونهها
این سه، سبکهای اجراییِ یک مجلسِ حسینیاند. متنشان اینجاست تا بتوانی ساختارشان را ببینی — نه فقط اسمشان را.
متن داخلِ جزوه است؛ لینک فقط برایِ شنیدنِ صوت.
چگونه از این سه استفاده کنی؟
۱) ساختار را بردار: «شور» چند بیت است؟ «نواح» کجا مکث میکند؟ «سنگین» چه بسوختی دارد؟
۲) با متنِ خودت جایگزین کن — یعنی همین ساختار را روی متنِ خودت بگذار.
۳) بعد برو سراغِ کتابخانهٔ متنها و متنِ خودت را از آن انتخاب کن.
قاعده: از هر سبک، یک متنِ کامل را حفظِ ساختار کن، نه متن را.
چرا این جدول کنارِ «نُه سبک» است
بخشِ سوم، نُه سبکِ آموزشی را میدهد — آنها دستهبندیِ ما و مدرسههاست. اما وقتی متنی از منبع واردِ بانک میشود، برچسبی که خودِ منبع رویش گذاشته با بانک میآید، و آن برچسبها همیشه گرد و نیستند.
اینجا هر ۱۹ برچسبِ خام را با شمارش و خانوادهاش میبینی. ستونِ «خانواده» نشان میدهد آن برچسب زیرمجموعهٔ کدامیک از آن نُه سبک است.
قاعدهٔ این جزوه: سبک را ما تعیین نمیکنیم؛ منبع تعیین میکند و ما فقط دستهبندیاش میکنیم. برای همین ممکن است دو برچسبِ نزدیک، دو عددِ جدا باشند.
| برچسبِ خامِ منبع | متن | خانواده | فیلتر |
|---|---|---|---|
| روضهخوانی | ۱۴۹۸ | روضهخوانی | دیدن |
| شعر روضه | ۱۲۵۰ | روضهخوانی | دیدن |
| سینهزنی | ۷۶۱ | سینهزنی و نوحه | دیدن |
| مولودی | ۶۴۵ | مدیحه و مولودی | دیدن |
| مناجات و توسل | ۳۳۰ | مناجات و توسل | دیدن |
| مدح خوانی | ۳۰۶ | مدیحه و مولودی | دیدن |
| شور | ۴۲ | واحد و تکضرب | دیدن |
| دعا و زیارت | ۴۰ | مناجات و توسل | دیدن |
| زمینه | ۳۳ | روضهخوانی | دیدن |
| مدیحهخوانی | ۲۷ | مدیحه و مولودی | دیدن |
| شعر خوانی | ۱۲ | روضهخوانی | دیدن |
| زمزمه | ۸ | روضهخوانی | دیدن |
| واحد | ۷ | واحد و تکضرب | دیدن |
| لطمه زنی | ۵ | سینهزنی و نوحه | دیدن |
| توسل | ۴ | مناجات و توسل | دیدن |
| عنایت یا تشرف | ۱ | مناجات و توسل | دیدن |
| دم میونداری | ۱ | سینهزنی و نوحه | دیدن |
| دم سینه زنی | ۱ | سینهزنی و نوحه | دیدن |
| شعر مدح | ۱ | مدیحه و مولودی | دیدن |
| بدونِ برچسبِ سبک | ۱۰۲۲ | در منبع نیامده | همه |
در مجموع: ۵۹۵۹ متن · ۱۹ برچسبِ سبک · ۱۰۲۲ متن بدونِ برچسب. برچسبهایی مثل «دم سینه زنی» و «دم میونداری» فقط یکبار آمدهاند و بیشتر چیزی جز نامِ یک آیین در منبع نیستند — عمداً پاک نشدند، چون حذفشان یعنی تحریفِ فیشِ منبع.
این بخش از کجا آمده و چقدر بیاشتباه است
متن از فایلِ PDFِ کتابِ آموزش اصول و فنون مداحی — قاسم رضایی برداشته شده. نسخهٔ دیجیتالِ این کتاب ایرادِ فاصلهگذاری دارد: بعضی واژهها شکستهاند و بعضی حرفها جابهجا شده. من همه را با فرهنگِ واژگانیِ خودِ جزوه ترمیم کردم (واژههایِ تکحرفی از ۵۷٪ به ۱۰٪ رسید) و بعد متن را بازخوانی کردم و هر جملهٔ بههمریخته را درست کردم.
صادقانه: محتوا و ترتیبِ استدلال درست است؛ بعضی واژههای مچی ممکن است باز هم متفاوت باشد. برای نقلِ لفظبهلفظ، نسخهٔ چاپی مرجع است. آنچه اینجا ارزش دارد، ساختارِ استدلال است.
و یک اعلامِ مهم: این کتاب در چند جا از سیاست و انقلاب نام میبرد. طبقِ سیاستِ این جزوه، آن بخشها را نیاوردهام و فقط محتوای فنی و اخلاقیِ کتاب را نگه داشتهام.
این بخش چه دارد
از کتابِ آموزش اصول و فنون مداحی — قاسم رضایی، ۱ زیربخش برداشته شده و در مجموع ۲۹,۵۱۳ حرف متنِ اصلی آمده. سرفصلها همان سرفصلهای خودِ کتاب است — نه سرفصلی که من ساخته باشم.
بخش هفتم: ص ۳۷ تا ۵۴
این بخش چطور خوانده شود
بخشِ هفتمِ کتاب، نوزده فنِ مداحی را شمارهگذاری کرده — و این تنها فهرستِ فنونِ اجراییِ مدحشده در یک منبعِ مداحی است که میتوانستم پیدا کنم. من هر فن را جدا کردهام و متنِ خودِ کتاب را زیرش گذاشتهام.
سه فن، در ماژولِ خودشان هم مفصلتر آمدهاند: نوحهخوانی در m14 · دَمخوانی در m14 · گریز و پلسازی در m7 و m9. اینها تکرار نیستند — آنجا روی همان فن، زاویهٔ آموزشی دارند.
فهرست: ۱. مجلسخوانی · ۲. بینالمجلسخوانی · ۳. نوحهخوانی · ۴. دَمخوانی · ۵. واحدخوانی · ۶. بحرِ طویلخوانی · ۷. زمینهخوانی · ۸. شورخوانی · ۹. شررپاشی / تکهخوانی · ۱۰. قصیدهخوانی · ۱۱. مثنویخوانی · ۱۲. دکلمهخوانی · ۱۳. مرصعخوانی · ۱۴. خودخوانی · ۱۵. ردیفخوانی · ۱۶. غریبخوانی · ۱۷. چارپایهخوانی · ۱۸. تازهخوانی · ۱۹. گریز / پلسازی
متنِ کاملِ بخش هفتم
در مجموع ۲۹,۵۱۳ حرف متنِ اصلی از ص ۳۷ تا ۵۴. این متن در پایین، پس از فهرستِ نوزده فن، یکجا آمده تا بتوانی پشتِ سر هم بخوانیش. بعد از آن، هر فن جداگانه با توضیح و متنِ خودش میآید.
شود. مگر ای نهاکی ستند؟ا ی نها همان مردمند. وشما که بیشتر در میان مردم هستید بیشتر روحیه خانواده های شهدارو پدرتو مادرها را می
بینید. بنا برای نای مان مردم ما متزلزل شدنی نیست اما بایستی آن کسانیکه زبان گویا دارند هرچه میتوانند برای مردم روشنگری کنند.
شما امروزنمی توانید آن شعری را که روشنگر مردم باشد در اختیار داشته باشید وبا صدای خوب تو با شیوه های مطلوب برای مردم بخوانید
تا در آنها اثر بگذار
ی د.
چهار- رسالت مداحان اهلبیت علیاه السلام( در قب الشهدا
در تهرانیا قم ویا هرجای دیگر که برادران هستند از حضور در مجالس شهدا غفلت نکنند. من خواهش میشکنم برادران با جستجو
محافل شهدا را پ
ی دا کنند و خودشان در آنجا حضور پیدا کنند و منتظر دعوت آنها نباشند. کما ای نکهشنی دم بعضی از برادران مداح همیان
طور هستند و اصلا خودشان میروند مجالس شهدا را پیدا میکنند و در آنجا مداحی میکنند. اگر این سازماندهی شده باشد، خیلی بهتر
است. جامعه مداحان کنونی در تهران، قم، کرج، وهر جای دیگر که آقایمان هستند اصلا سازماندهی کنند وبا تقسیم شهر، مداحان هر
قسمت را موظف کنند،
ی ک نفر را مامور کنند و مثلا عدهای از مداحان روز شنبه را اختصاص به شهدا بدهند و شش روز دیگر هفته را به
کارهای معمولی خودشان و دعوت های مردم بپردازند
. بعضی های کشنبه و بعضی ها دوشنبه و بهه همیان منوال تا جمعه را اختصاص به شهدا
بدهند، که مردم بدانند برای شه
ی دمی توانند در هر مجلسی اد بودی بگیرند. خدا شاهد است که اگر من مداح و منبری بودم و وقت داشتم
آرزو میکردم بروم در مجالس شهدا مداحی
یا صحبت کنم ویا شعری بخوانم. منتهی فرصت نمیکنم. لکن اگر برای م امکان داشت بدانید
که نمی گذشتم ه
ی چ وقتی از اوقاتم از حضور در مجلسشهدا فوت شود. هم تسلی آنها وهم بزرگداشت شهادت آنها بسیار عزیزشو محترم
است و امروزبا
ی نها علی اکبرها هستند.
ا ی نها هستند که امروز به ندای هل من ناصر سیدهالشهدا) علیاه السلام( پاسخ گفتند و دارند فداکاری میکنند.اما در طول تاریخ هیچکس را
نمی توانی م با شهدایکربلا مقای سهکنی م. آنها مقام و موقعیتدی گریدارند. اما آنها را میتوان با شهدای زمان پیغمبر) صلی االله علیاه وآله
وسلم( مقایسه کرد. واقعا بعضی از شهدا امروز ما از شهدای زمان پیغامبر) صلی االله علیاه وآله وسلم( بالاترند و بعضی شان هم با آنها برابرند.
حنظلهغسی ل الملائکه و بهقیعه شهدا که در دوران های مختلف بودند در زمان ما هزاران نظیر دارند. به هر حال خانواده های شهدا خیلی
ارزش دارند.
توضیح: بخش ششم با استفاده از بیانات مقام معظم رهبری همراه با حاشیه و مقداری دخل و تصرف از نظر خوانندگان محترم گذشت.
بخشهفتم: فنون مداحی
این بخش از نظر آموزشی بسیار مهم و ارزشمند است. و لذا در خواست داریم که به دقت مطالعه و در مجالس به کار برده شود. تا همه
دری ابی م با رعایت نکات فنی در مداحی مجالس اهلبیت علیهمالسلام( زیباتو جذاب خواهد بود.تو هیئتیها از بی نظمی و پریشانی نجات
پیدا خواهند کرد.ناین خواسته استعمار است که در جلسات روضه هرکس هر شکلی خواست مداحی کند هرچیزی دلش میخواهد
بخواند. ما معتقدی م اهلبیت علیاه السلام( منشاء و بنیانگذار نظم و بهرنامه هستند. از وصای ای مهم امی رالمونی ن علی) علیاه السلام( نظم
٣٧
است. فنون مداحیی کیاز امتی ازات آن نظم بخشی دن به جلسات مداحی و روضهمو در نتیجه منظم شدن هئی ت میگشود. و هرجا که نظم
حاکم شدی ادگی ری و شعور بالا خواهد رفت.
درازی ن بخش بر آنیم تا فنون زیر را تشری ح نمائیم.
1( فن مجلس خوانی) مجلس شاعرانه و مجلس عالمانه(
2( فن بین المجلس خوانی
3( نوحه خوانی
4( دم خوانی
5( واحد خوانی
6( بحر طوی ل خوانی
7( زمینه خوانی
8( شور خوانی
9( شرر پاشییا تکه خوانی
10( قصیده خوانی
11( مثنوی خوانی
12( دکلمه خوانی
13( مرصع خوانی
14( خود خوانی
15( ردیف خوانی
16( غریب خوانی
17( چارپای ه خوانی
18( تازه خوانی
19( فن گریز یا پل سازی
ی ک( مجلس خوانی
همانطور که در مقدمه این بخش ذکر شد مجلس خوانی دو گونه است.
الف: مداحی شاعرانه
بعداز اینکه مداح موضوع مداحی را انتخاب کرده که در چه موضوعیا محوری مدح و مرثیه یا شعرتو سخنی اجرا کند به مرحله اجرا، می
رسد. مداحی شاعرانه از اول با شعراست و موضوعات مهم و جالب و ادبی مورد توجه قرار میگیرد. و اجرای شعر با شواهد داستانشو
٣٨
صحنه سازی و معنی کردنتو مثال آوردن، تفس
ی ر آمیخته با هنرها و شاهکارها و مضامین و زیبایی های ادبی بوده و موضوعات در ادبی ات
شعر گاهی در هر مصراع پراکنده و مختلف است
. به انتخاب بیان، تفهیم، حسن سلی قه بسی اردی دهنو شنی دهاتی م.که مداحی با بیان جذاب
ی ک موضوع و شعرتو مضمون حساسو آتشین داشته ولی به علت عدم جذابی تبیان نتوانسته است تاثیر بگذارد. و لذا به همیان علت
مضمون را هم ضا
ی ع ساخته است.
ب: مداحی عالمانه
درازی نگونه مداحی شروع مجلس بیشتر با استفاده از دعا، زیارت، خطبه،یا اشعار عربییا روایتات ولای ییا احادیث متناسب موضوع آغاز
میگشود. در این بخش از روایتات جذاب استفاده میگشود وقتی به روضه میترسیدم. حالات و عواطف و احساسات به حد شورانگیز می
رسد. در مداحی عالمانه بیان و تاثیر و انتخاب زیبایی های گفتاری بی شترپی رامون محورهای علمی، تاری خی،روای ی و اخباری بوده و
رساندن معارف و پ
ی امتو درس مکتبی در نظر مداح است که با زبان شعرتو مرثیه بیان میگشود. در مرثیه بیشتر از مقاتل عربی هستند استفاده
میگشود.
مضامین بای دب ر گرفته از روای ات، احادی ث، اخبار تاریخی باشد. در مداحی شاعرانه مداح راحتر و آزاداتر است ولی در مداحی عالمانه مداح
باید در احادیث و اخبار و روایتات کم و زی ادیا غلو نکند. از معصومین ) علیهمالسلام( سخنی بدون مدرک و شبهه ناک نقل نکند و قدرت
استنباط داشته باشد.
در مداحی شاعرانه اگر مداح مطالعه و سرمایه معلوماتی در مقاتل نداشته باشد با توضیح شعر مرثی همی تواند مجلس داری نمایند. اما در
مداحی عالمانه گفته ها عم
ی ق ترسو تحقیقی و کامل تر بیان شده واز حدی که در شعر به آن اشاره شده فراتر میرود. وقتی سخن به این
جایگاه میترسد باید بگوئی مکه مداحیی ک مکتب است که معرفی آن هنر و هنرمند میخواهد.
دو( فن بین المجلس خوانی
همانطور که از عنوان بحث مشخص میگشود در این قسمت مداح خود آغاز کننده نیست بلکه بین مجلس از مداحیا سخنران مجلس را
تحویل میگیرد. و چند درجه دارد.
الف( بلافاصله بعداز واعظ اگر مجلس گرم و آماده است و سخنران روضهخوان و مرثیه خوان قهار باشد دی گرنی از به مقدمه چی نینی ستو
باید در همان حال مجلس را اداره کند.
ب(در بین دعایا زیارت با ترجمه قسمتی از آن شعریا روضه مناسب آنرا انتخاب کرده که با شور و حال خاص خوانده میگشود.
ج( بعداز مداح دیگری مجلس را تحویل گرفته به همان شکل بند الفبای د ادامه دهد. اگر واعظیا مداح قبلی مجلس را به حد اوج شور و
حال نرسانده اند در ا
ی نجا اگر مداح میتواند با فرود آمدن مجلس را گرمی بخشد مقدمه چینی آنهم با شعر خوب مانعی ندارد.
د( بعداز مداحی مجلس را تحویل میگی ریتم که وارد نوحه شده مادرهای نجابای د واحد را شروع کنی میا اگر نوحه به همان سبک داریم. ی ک
یا دو بند و سپس واحد را ادامه دهیم.
٣٩
ه( مداح قبل واحد را شروع میشکند مداح بعد باید به همان سبک واحد بخواند که البته در این خصوص در ردی فخ ودی بیشتر بحث
خواهیم کرد.
و( مداح قبل تمام مجلس را خود اداره می کندی عنی شروع، مرثی ه، زمی نه، نوحه، واحد و شور. سپس مداح بعد وارد میگشود ای نجابای د
بسیار کوتاه در سه تا پنج دقیقه در شور و حالتو اشعار طوفانی مجلس را ادامه و سریع به دعا ختم شود. چون معمولا بعداز روضه وسینه
زنی و شور کمتر افراد به روضه پا
ی ان مجلس توجه دارند البته اینقدر همه مجالسی کسان نمیباشد. برخی از مجالس مثل بازار هیئت های
قدی میبی شتر به روضه آخر مجلسعلاقه دارند.
تذکر1: بندهای مذکور در مجالس مدح هم کارائی دارد. و عزی زانبای د در مولودی خوانی هم این قواعد را سر لوحه قرار دهند.
تذکر2: مداحان کار کشته در هرکه مجلس را به آنها تحویل دهیم با خواندن چند بی تیا با سخنییا شوری مجلس را به دلخواه به اوجیا
فرود میآورد
. که اینکار هرکسی نیست
سه( فن نوحه سرائی و نوحه خوانی کهی از مواردی که در مجالس اهلبیت از دی رباز مرسوم بوده نوحه خوانی بوده و نوحه خوانی در محرم بسیار گسترده میگشود و هرکس
با هر تی پ و سلی قه و سطح سواد حتی از افراد بی سواد نوحه هائی را با گوش دادن حفظ و می خواندند. و مشاهده می شده که برخی از
نوحه از مضام
ی نب سیار ضعیف و بع ضا از تحری ف برخوردار بود.تو یا هرسال تکرار میشد گرچه تکرار برخی از نوحه نه تنها ای رادیندارد
بلکه در پوستتو خون مردم است و انصافا دلتو قلب هر مستمعی را به خود جذب میشکند مثل
:
امشب شهادتنامه عشاق امضاء میگشود. گلی گم کردهام می جویدم او را، ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم. واز این قبیل نوحه که
بستگی به ع
یار اخلاص نوحه سرارو نوحه خوان دارد.
توجه ویژه شعرای مذهبی امثال حضرات آقایمان حاج غلامرضا سازگار، حاج سید رضا مؤید حاج علی
انسانی، نوحه ها هرسال از رشد کمی و ک
ی فی خوبی برخو ردار بودهاست. و مضامین ضمن برخورداری از روح ادبی از امتی ازاتدی گر مثل
برانگی ختن احساسمو عاطفه استفاده از مقتل و روضهمو زبانحال های بسیار جذاب و شورانگیز استفاده میگشود. و هرسال هم از سبک ها
و وزن های جد
ی د استفاده میگشود. اما در چند سال اخیار متاسفانه برخی از کتب و جزوات به جای تقوی تا ی ن مهم به جمع آوری شورهای
با مضامین بسیار ضعیف و بهرخی هم دون شان اهلبیت و اهانت به ذوات مقدسه اهلبیت) علیاه السلام.( تشبیه کردن خاندان آل محمد) صلی
االله علیاه وآله( به گلمو بهلبل و گیاه و قناری و استفاده از سبک های مبتذل غربی و آهنگ های مبتذل آوازه خواندها به بهانه
جذب چند جوانشو استفاده از عبارات شرک آ
می ز حسیین اللهی، رقیه اللهی، زینب اللهی، انا عبدالرقی ه، هرچه بادا باد علی پرستم من، روی
آورده اند و کتب و جزوات هم با ک
ی فیضت بسیار پائین و قیمت گزاف به فروش میترسد. و اسمش را می گذارند ترویج فرهنگ حسی نییا
علوییا فاطمی پناه میبریدم به خدا. البته انتقاد درازی ن خصوص به نوشتنی ک کتاب نیاز دارد. اما امی دواری م عزیزان مداح به این مهم توجه
کنند. و عنایت داشته باشند که نوحه خوان واقعی کیست
استاد ارجمند حاج علی انسانی دری کی از نوحه های جانسوز و نغز اینگونه سروده اند.
٤٠
برسی نی سر تو
پایانی خواهریتو
دخترانسی نه زنان
نوحه خوان مادریتو
اولین کسیکه برای اباعبدالله نوحه خوانی کرد. حضرت زهرا) س( بوده و لذا به ارزش این موضوع باید پی برد.
و نوحه خوان ضمن برخورداری از اخلاص و صلاحی ت اخلاقی و عملی و ظاهری باید به کیفیت و مضامین نوحه توجه نمایند.
اما چند نکته راجع به فن نوحه خوانی
1( نوحه ها باید از مضامین جانسوز برخوردار بوده و دم) پاسخی که مستعینمیدهند( هرچه کوتاه تر باشد برایی ادگی ری بهتر است و
زودتر مجلس نوحه به اوج خودتم
ی رسد.
2( استفاده از تحریر و تکرار برخی از مضامین باعث حزن و اندوه میگشود و بهرخی از محافل هم مبدل به گریزه و روضه میگشود.
مثالدری کی از نوحه های جانسوز راجع به حضرت رقیه ) س(
زداز راه کین عدو) زخم قلبم را نمک) (3( تکرار قسمت دوم از خط اول مستمع را آمادهمی کند برای شنیدن مصراع دوم
زداز راه کین عدو زخم قلبم را نمک
نام تو می بردم واو مرا میزد کتک
یا در نوحه حضرت زهرا) س(
تو فتادی من نشستم، تو خمی دی من شکستم، از خجالت دیده بستم
مستحضری د تکرار مضامین مذکور اوج مصائب و دردهای دل مولا امی رالمومنی ن) علیاه السلام( میباشد و باعث شدت حزن مردم میگشود.
3( برای تسلط بر نوحه خوانی نوحه را باید چندبار قبل از مجلس مرور کرد.
4( جدا از نوحه هایکی که شائبه هتک حرمت اهلبیت علیهمالسلام( است ویا از سبک هاتو آوازهای مطرب استفاده میگشود خودداری
شود.
5( متناسب با مضامین و موضوع نوحه باید واحد خوانده شود.
6( اوج و فرود در نوحه خوانی باعث زیبایی نوحه میگشود.
7( در برخی از نوحه هاتو بعضی از شبها مثل شام غری بان، شب شهادت برخی از ائمه اطهار) علیاه السلام( در پاسخ ویا بعضی از بندهای
نوحه از مستمع خواسته شود دوردست بر روی
سر بیاورند که در تقوی تحزن نوحه خوانی موثر و مفید است.
ادامه بحث نوحه و دم خوانی
٤١
با توجه به اهمیت نوحه و دم خوانی و پی شنهادی کی از دوستان در صدد برآمدی م.راجع به این دو عنوان از فنون کمی تخصصی تر بحث
نمائیم. و مناسب دیدم از مباحث ارزشمند حاج علی انسانیخوشه بچینی م و لذا مطالب ذیل از گفتارهایشان با مقداری دخل و تصرف
مناسب حالنا
ی ن نوشتار از نظر مخاطبان محترم میگذرد. وبا این تک بیت آغاز می نمائیم.
دل حسینیمه نفس نوحه، طپش سینهزنیاست
دم بگیریم که عمر همهی کدم باشد
در رابطه با کلمه))دم((و )) نوحه(( که معمولا هردو با هم و مترادف هم میآورند. اما هر کدام معنای خاص خودرا دارد. و دو معقوله
ای جدای از هم است
)) .دم(( را میشنوند و معمولا مستعمی ن آنرا تکرار میکنند و پاسخ میدهند. ولی نوحه به معنای زاری کردن است
در اصطلاح کلمه))دم(( در لغت نامه دهخدا معانی گوناگونی دارد. که به بعضی اشاره میگشود)) .م (( به معنای نفس و هوای است که با
حرکت آلات تنفس در شش ها داخل و خارج میگشود و بهه آندم و بازدم می گو
ی ند.
)) ذکر منههر دمیا حسی نهر بازدمیا زینب است((
سعدی می فرمای دهر تنفس که فرو میرود ممد حیات است و چونبرآی د مفرح ذات.
دم به معنای کلام و صدا نیز آمده مثل خجسته دم، فسرده دم.
دلش پر غمو درد بینم همی
لبش خشک و دم سرد بینم همی) فردوسی(
دم ز خواهش چون مصفا شد دم عیسی شود
دست چون شدباز طمع کوتهی دبی ضا شود) صائب(
دم به معنای لحظه دمی به آسایش برآوردن
هردم از این باغ بری میترسد) سعدی(
دم به معنای دعوت، ادعا و لاف و در محاوره میگویند فلانی دمساز مردانگی میزند.
بیهوده چرا هرکه زند لاف تجرد
هرشبی پدری عی سیمری م شدنی نیست صابر همدانی(
دممدر لسان عرب به معنای خون است.
درنتی جهادم به چند کلام در وزن های مختلف عروضی میگویند که مداح برای عزاداران وسینه زنان با نوای خاصی میگویند وبا همان
شیوه و آهنگ که میشنوند به صورت جمعی جواب میدهند.
گاهیدی ده شده که دممدر دستههای عزاداری آنچنان توجه را جلب میشکند که در کوچه و بازار و خیابان اشخاص رهگذر را هم تحت
تاثیر قرار داده و بهه آنها پیوسته اند و دم میتواند محور نظم وی کپارچگی از مبدا تا مقصد باشد.
اگر در سروده ها دقت شود نتای ج مثبت فراوانی را به همراه خواهد داشت.
٤٢
اما نوحه
در فرهنگ نوحه به معنای بیان مصیبت و گریزه کردندبا آوای بلند آمده در لغات هم به معنای آواز ماتم و شیون و گاهی به معنای ندبه، مویه
گری و زاری در عزای عز
ی ز از دست رفته آمده است.
چرخ گردون بسی بر آورده است. نوحه و نوحه گریز معدن سور
گر بود در مجلسی صد نوحه گر
آه صاحب دردسرا باشد اثر) عطار(
کوتاه سخنهای نکه دم کار ذاکر است و مداح و نوحه کار مستمع و اگر در چارچوب باشد. شنونده به نوحه کردن تشویق و ترغی ب می
شود. و اگر از زاویه حماسی و مکتبی و فخامت زبان کم رنگ باشد اما خاصیت تاثیر گذاری بر عواطف داشته باشد کوشش لازم را به
فخامت آنامی دهد
.
ی ک مرد مانده بودتو کران تا کران عدو
ی کتی ر مانده بودتو جهان تا جهان نشان
درپای ان ))شای سته(( است تا آنجا که ادب و آداب میطلبد در اینگونه سروده ها از تعابی ر تحقی رآمی ز و موهن مطالبی که در شاءن عزیزان
خدا نی ستپرهی ز شود. در غیر این صورت عمر سروده ها کوتاه خواهد بودتو سرای نده آنشبی پایگاه.
چهار( فن دم خوانی
دم خوانیی عنی مداح شعری آهنگی ن و موزون را بخواند و مستمعیا با اونهم خوانی کندیا با ی ک مصراع ویک جمله ویا کلمهیا اسمتو
ذکری به او پاسخ دهند
.
1( جانم علیوای جان جانانم علی. مستمع این ذکر را میگویند و مداح شروع کند بندهای ی را در همیان وزن میخواند.
2( شرف معیار و ایثار حسیین است.
هدف آمال و افکار حسیین است در اینجا مستمع آخر شعر را) حسیین است( تکرار میشکند.
3( نشر حقایق را ببین قرآن ناطق را ببین.
مادربیا مادر بیا احوال صادق را ببین واویلتا، واویلتا. در این قسمت مستمع با ذکر واویلتا به کمک مداح می شتابد.
4( گل رنگوبو ندارد آبی به جوی ندارد روکن به هرکه خواهی گل پشت رو نداردی ابن الحسنی ابن الحسن
مستمع فقط ذکری ابن الحسن را تکرار میشکند البته موارد زیادی از انواع دم وجود دارد که ما به همیان چهار مورد بسنده میشکنیم.
چند خاصیت دم خوانی
1( در بین المجلس خوانی بسیار استفاده میگشود و مفید هم واقع میگردد.
2( یکی از موفقی ت مداح اینجاست که بتواند از ابتدا مجلس دلتو زبان مستمع را با خود همراه کندی عنی از مستمع کار بکشد. و در صحنه
مداحی بوده و حواسشان جایند
ی گر نباشد. بهترین روش دم خوانیاست که موقعیت را به وجودمی آورد.
٤٣
3( برای مداحان تازه کارتو نوجوان که معمولا اضطراب دارند بسیار مفید است صدای مردم با صدای مداح ادغام شده ویک هم خوانی
ا ی جاد میگشود تا مداح تازه کار به تدری ج مسلط شود. و در مواقع سکوت با شجاعت و بدون اضطراب به کار خود ادامه دهد.
4( حسن دی گرامی ن است تا مردم پاسخیا ذکر را میگویند مداح در این فاصله تنفس نموده و بهرای ادامه مجلس آمادگی لازم را کسب می
کند باید توجه داشت اشعاری که برای دم خوانی انتخاب میگشود. باید ساده، روان، همه فهم و زود فهم باشد. تا بلافاصله مستمع آن رای اد
بگیرید وبا مداح بخواندو لذا باید مواظب بود در دم خوانی اشعار سنگین الفاظ و تشبی هات مبهم و کلمات خشن و غیر عاطفی نباشد در
ا ی نجا روح عاطفی و احساسی بای دبی شتر از روح ادبی باشد البته مطلقا از الفاظ ضعیف استفاده نشود.
پنج( فن واحد خوانی
واحد معمولا بعداز نوحه خوانده میگشود. و باید از ویژگی هایذی ل برخوردار باشد.
الف( شعر واحد آتشین و جانسوز و دارای روح حماسی باشد.
ب( معمولا اشعار در قالب مثنوی بیشتر در واحد خوانی کارایی دارد.
ج( استفاده از میان دار مجرب در واحد بسیار موثر است.
واحد خوانی معمولا سه شکل است.
1( مداح چند بی ترا مستمر خوانده و بعداز چند بیتی با آهنگ مناسب و بهه مقتضای حال مجلس سینهزنی پاسخ از مستمع میگیرد.
2( مداح هر مصراعیا بیتی را خوانده بدون فاصله مستمع پاسخ میدهد.
3( مداح شعری را به طور کامل اجرا میشکند و در پایتان متناسب با وزن همان شعر وارد شور میگشود.
در واحد خوانی هم فنون بین المجلس خوانی باید مراعات شود.
تذکر: اگر مستمع خوب تو سرحال بود خوب است شعر مرثی های و دارای معانی مقتل خوانده شود تا بین سینهزنی اشک هم باشد اگر غیراز
این باشد نباید شعر مرثی های خوانده شود وبی شتر از اشعار مدحی و ساده استفادهشود.
شش( فن بحر طوی ل خوانی
بحرطوی ل خوانی از فنون قدیمی در مداحی به شمار میرود. که مداحان قویدو بهر جسته قدی میبی شتر استفاده میکردند زیرا حفظ کردن
و خواندن بحر طو
ی ل تبحر خاصی میخواهد. که معروفتری ن آن شیر سرخ عربستان وزیر شه خوبان که در پایتان مراسم سینهزنی خوانده می
شدتو سینه زنان پاسخ میدادند شه با وفا ابوالفضل صاحب لقا ابوالفضل
متاسفانه به جای اینکه روز به روز فنون ما شکل بهتری پیدا کند به آفتی گرفتار شدیم که بهتر است نام آنرا سبک گرائی و سبک پردازی
بگذاریم. به هر حال بحر طوی ل امروز خیلی کم اجرا میگشود. مگر توسط می اندارانقدی میخو مداحان قدیمی که امروز شورهای بی محتوا
جای آنرا گ
رفته است. برای استفاده عزیزانی ک نمونه کامل از بحر طوی ل را در اینجا می آوریم.
بحرطوی ل راجع به حر علیاه الرحمه
از غلامرضا سازگار
٤٤
در صف و کربو بهلا لشگر شیطان چو مصمم شدی از جور و جفا در پی قتل پسر احمد مختار بهین حجت دادار ولی االله ابراری گانهپس
حیدر کرار در آن مرحله حر بود گرفتار فتاده به تنش لرزه در آن عرصه پیشکار به دل داشت زغم آه شرر بار گهی بخت به جنت کشدش گه
بسوی نار سرشکش
ب ه رخ وگفت که ای قادر جبار، مندو جنگ حسیین ابن علی رهبر احرار به ذات احد داور غفار که هرگز نکنم رو
بسوی نار، به ناگاه چو خون
ی کسرهجوشی د و خروشید همه هستی خود باخت فرس تاخت بسوی حرمی وسف زهراتو بهه لب داشت بسی
ذکر و دعا را
حسیین جان تو بهه کردم بیا دور بگردم
تویی درمان و دردم
پسرفاطمه فرمود که ای حرری احی تو دگر حر حسی نیی ارام الحسینی تو بهری ریاتو زهی ریاتو علی اکبرتو عباس رشیدی تو همه صدق و
صفایی تو همه شور ونوای ی تو دگر از شهدایی تو گل سرسبد کرب و بهلایی تو دگر تو بهه نمودی تو بهه ما چهره گشودی زهی از حسن ختامت
زهی از قدرتو مقامت زهی از شور کلامت زهی ازمشی و مرامت چه شود تا که ب
یای ی به برما و
بینی کرم و عفو خطا را
صفا آوردی ای حر
چها آوردی ای حر
حر چو دید آنهمه لطف وکرم و بهخشش و احسانشو عطا گفت: که ای شمس هدی نور خدا سید خیل شهداء لحظههای آرام نگیرم ابدا تا
که شود از بدنم روح برون راس جدا اذن کرمکن که روم جانب م
ی دان و بهه راهتو دهم جان، و شوم کشته در این دشت بلا با لب عطشان
من اگر راهتو بستم
دل زار شکستم به خدا از تورو از زینبتو عباستو سکینه خجل استم بلکه جبران کنم از داد جان جرم و خطا را
حسیین جانم فداییت بمیرم من برای ت
فدای خاک پایت
چون گرفت اذن در آن دشت بلا گشت پرداز نور ولا تاخت به سویی ملا دادبر آن قوم ندا گفتمکه ای قهر خداوند جزاتان بنشیند همه
مادر به عزاتان که دل فاطمه شکسته و بهه روی پسرش آب ببستند شما کافر و پست
ی د شما کفر پرستی د من امروز دگر حر فداکار حسینم به
خدای ار حسینم که به ناگاه یکی نعره کشید از جگرمو تیغ کشید از کمرمو گشت سراپا شرر و ریخت تنتو دستتو سرو داد ندای ظفر و
رفت که نابود کند
یکسره آن قوم دغا را
شجاعتزنده گردید وفا پاینده گردید
عدو شرمنده گردید
دشمنانی کسره گفتند که احسن به چنین غیرتو انی همت واین عزت واین صولتو این هی بتو این قدرتشو ای ننی رواقی ن بازو این عزم
و صلابت که به هم ر
ی خت بسی میدمنه و میسره را خصم فراری شده با خفت و خواری همه با شیون و زاری فلک انگشت به لب ماندمو
ملک نعره تکب
ی ر زدتو تا که شدباز زخم فراوان تن پاکش چو زره تاب زتن داد و فتاد از سرزی ن خواند شه ارض و سماورا
٤٥
حسیین جان کنم قبولم ببخشا به بتولم
به اولاد رسولم
یوسف فاطمه آمد سوی میدان سر حر را زوفا بر سردامن بگرفت و نگه از لطف وکرم کرد بر آن کشته آزاده دلداد و فرمود که ای حرفتو
دگر شهیدی چه نکو مادریتو نام تو حر گفت دگر همدم مایی شریک غم مای یت وهم محرم وهم محرم مایی وتو همه صدق و صفایی تو
سفیر شهدایی تو دگرپاک زهر جرم خطایی زتو گیرند دگر اهل وفا درس وفا را
تودی گر حر مایی شهید کربلایی
همه صدق و صفایی
هفت( فن زمینه خوانی
زمینه خوانی معمولا برای آمادگی بی شترسی نه زنی قبل از نوحه خوانده میشود. و مداح آرام آرام شروع به خواندن میشکند تابه تدری ج سینه
زنی شکل بگ
ی رد. در این حالت مستعمی ننشسته سینه میزنند. رعایت چند نکته در این قسمت الزامی است.
1( ذکرهای ی زمینه کوتاه باشد تا مستمع بلافصلهی اد گرفته و جواب دهد اگر مطلب و دم طولانی باشد هم مستمعهم مداح به مشقت افتاده
واز هدفی عنی آماده سازی و زمینه چی نیسی نه زنی دورهمی افتد.
2( استفاده از اشعار جانسوز که حتی در بین زمینه حالت حزن و اندوه و همراه با گریزه باشد. خیلی مناسب است.
هشت( فن شور خوانی
شورخوانیاز قدیم مرسوم و معمول بوده و بهه شکل هاتو آهنگ هاتو سبک های مختلف خوانده
میگشود.
شور خوانی بعداز نوحه و واحد اجرا میگشود. و سینهزنی تند و در برخی از موارد. از حالتو هوای طبیعی خارج شده و غرق ذکر می
گردند که عموما جوانان عز
ی ز بی شتربه این بخش علاقه مند هستند. اما امکانات مهمی در شورخوانی وجود دارد که باید حتما مراعات
شود.
1( حتما بعداز نوحه و واحد خوانده شود.
2( جدا از مضامین موهن و شرک آمیز ) حسیین الهی، علی الهی، انا عبدالرقی ه یا الفاظی که احساس لات منشی و کوچه بازاری میرود مثل
باهاتم، چشاتم، پره
ی ز شود.
3( حتما شورخوان خودش در اوج شور و حال باشد.
4( مضامین مورد استفاده در شور با معنوی، عاطفی و احساسی داشته باشد تا به حزن و اندوه فراوان شورخوانی صورت پذی رد.
5( سینه زدن طوری نباشد که مورد وهن قرار بگیرد. بای دمی ان دارانی تربیتت کرد که کنترل سینهزنی بخصوص در قسمت شورخوانی را به
دست بگیرند.
٤٦
6( البته دردهای فراوانی در زمینه شورخوانی وجود دارد چون مبنای مادر این انتقاد نی ستو بیشتر آموزش است لذا از ذکر آن پرهیز می
نماییم ) . خلاصه کلام اینکه شور باید همراه با شعور باشد.(
نه( فن شررپاشییا تکه خوانی
این فن از فنون بسیار مشکل، دشوار، استادانه و هنرمندانه است و اگر کسی به ویژگی هاتو خصوصی ات آن آشنا نباشد مجلس گرم را به سردی
می کشاند. زیرا فن تکه خوانییا شررپاشی باید موجب گرمی و افزای ش شور و حال مجلس شود.
در شررپاشییا تکه خوانی به موارد ذیل باید توجه شود.
1( مداحی در حال خواندن شعری است که مداح استاد و کارکشته وبا تجربه به تناسب و مقتضای حالتو مضمون و مرثیه و گفتاری
خوانده میگشود
. گفته ای داغ تر ویا زیباتر با سبک و حال خاصی بیان مداح را قطع نموده و بهه شکل جذاب باعث دگرگونی محفل می
شود.
مثلا مداحی در حال خواندن این شعر است:
ای زجمالت فروغ حق متجلی
خاک مزارت بهشت اهل تولی
سینه و دستاتو بوسه گاه پیامبر
ا ی نجا مداح استاد که در مجلس حضور دارد میگوید پس میخ دور تازیانه دشمن آنجا چه میخواست. پس شیطان در بیت حی تعالی چه
میکرد.کی ادم نمیرود در محفلی مرحوم محمدعلی مردانی که وارد محفل شد. چون پی رومردبود. مداحی که در حال اجرای برنامه بود
اعلام کرد که حاضر
ی ن راه را باز کنند آقای مردانی تشری فبی اورندجلو. مداح استادی سخن را قطع کرداو گفتیا فاطمهی کپی ر غلام
وارد مجلس شد می گو
ی ند راه را باز کنید. ای کاشی ک نفر در مدیونه بود میگفت راه را باز کنید تا دختر پیغامبر عبور کند. و صدها موارد
از این قبیل محافل که حتما دوستانیا دیدهاند ویا شنیده اند.
2( مواردی در تکه خوانییا شررپاشی دخالت دارد.
مستمع شناسی، حالت شناسی، شعرشناسی، قدرت بیان، لحن و آهنگ مناسب، زمان شناسی، جایگاه و پایگاه مداح در مستمع، روان بودن
و گرم بودن گفتار
یا شعر، مطالبتو اشعار کوتاه و جانسوز و آتشین.
3( در بعضی از هیئتیها و شهرستانها این موضوع برای مردم تازگی دارد. و اجرای این فن شاید اثرات منفی داشته باشد.
4( برخی از شررپاشی ویا تکه خوانی به حالت نمای ش است. مثلا آوردن گهواره ویا بچه ششماهه در روضه حضرت علی اصغر، حضور
دختربچه سه ساله محجبه در محفل حضرت رق
ی ه ) س( حضور پدر شهید در روضه حضرت علیاکبر) علیاه السلام.(
ده( فن قصیده خوانی
قصیده خوانی کهی از فنون برجسته مداحی است و مداحان قدی میبی شتربه این مسئله می پرداختند. و عموما قصیده خوانی مورد نظر و تائی د
ائمه اطهار عل
ی هم السلام بودهاست. زیرا در شعر شعرای بزرگ مثل سید حمی ری، فرزدق حسان بی شترقصی ده را مشاهده می نمائیم. قصیده
٤٧
خوانان از مداحان پر ما
ی ه محسوب میکشوند. زیرا شاعر در قصیده سعی دارد به موضوعات اخلاقی، سی اسی، فرهنگی، اجتماعی، حماسه،
معارف، داستانشو فضائل و مدا
ی ح و مناقب اهلبیت علیهمالسلام بپردازد و مستمع شنیدنی ک قصیده آنچه نیاز دارد به او میترسد.
برای نمونه قصیده غدی ریاه حاج غلامرضا سازگار را در جلد1 ، نخل می ثم، قصیده مدیحه حضرت زهرا) س(را در کتاب جلوههای رسالت
سید رضا مؤید با مطلع
اول دفتر به نام خالق اکبر
آنکه سزد نام اوقدر اول دفتر
مطالعهنمائی د تا بر این ادعا مهر صحهبنهی د.
و اما ویژگی هاتو نکات مورد نیاز در قصیده خوانی
1( در قصیده خوانی مجلس زودتر به مقصد و نتیجه نزدی کمی شود و نیازی به مقدمه و مؤخره نمیباشد. همه کار با شعر انجام میگشود و
توضیح و روضه هر موضوع با همان شعر انجام میگشود و توضیح و روضه هر موضوع با همان شعر ادا میگشود.
2( مستمع مطالب بیشتری را میفهمد و بهه بیراهه نمی رودرو در واقع منحرف نمیشود.
3( مداح باید برای پیاده کردن قصیده به مضامین دقت کند اگر حماسی است محکم بخواند اگر عاطفی است ملایم بخواند. استفاده از
حرکات دست در قص
ی ده خوانی زودتر مشتمع رابه محتوی قصیده آشنا می نمایند.
4( چون قصیده طولانیاست باید شعر را طوری خواند که مستمع احساسکسالت و خستگی نکند.
5( اگر قصی دهپی وسته است و موضوعی است نباید ابیات آن حذف شود.
در آخر باید متذکر شد که قصیده خوانی مطلوب است که متأسفانه به فراموشی سپرده شدهاست و کمتر مداحی قصیده خوانی میشکند.
یازده( فن مثنوی خوانی
مثنویی کی از قالب های شعری مشهور در شعر فارسی است. اشعار فارسی در قالب فوق بسیار در مداحی اهلبیت علیاه السلام( کاربرد
دارد و شعرای معاصر در ا
ی ن قالب اشعار و مدح و مرثیه زیاد سروده اند. که بیشتر آنها در شعر آقای غلامرضا سازگار و حاج علی انسانی،
سید رضا موی د، شفق و سایر شعرا دیده میگشود. اما نکاتی چند راجع به مثنوی خوانی:
1( مثنوی در مدیحه خوانی بسیار جذاب است. چون بعضا هر بیت معنی خاص خودرا دارد. و معمولا از زیبایی خاصی برخوردار است.
2( در شعر مرثی ه، مثنوی، اگر شعر خوب باشد. و معانی خوانده شود شاید کمتر به روضه نیاز باشد مانند:
هرچه نیرو داشتم بردم به کار
تا نبینند غنچه ام آسیب خار
یا مثلا: خطاب به حضرت زینب سمی گویند:
به کربلا با توجه تقدیر کرد
که داغی ک روضه تورا پیر کرد
٤٨
3( شعر مثنوی در بین المجلس خوانی واحد خوانی، ردیف خوانی و مجلس خوانی از آن استفاده میگشود.
4( اگر برخی از ابیات مثنوی را فراموش کنیزم به شرط ای نکهپی وسته موضوعی در آن نباشد. به چشم نمیآید و در واقع ای رادیندارد.
5( مثنویی کی از شعرهائی است که میتوان با استفاده ازآواز موسی قی مثل دشتی، شور و...آن را خواند که البته بحث هر کدام متفاوت
است و ماجا
ی نجا بنا نداریم به موسی قی بپردازی م.
دوازده( فن دکلمه خوانی
خیلی از افرادی هستند که صدای خوبی ندارند ولی شعر مدح و مرثیه را شاعرانه دکلمه خوانی کرده وبا هی جانشو احساسمو نمای ش رفتاری
و گفتاری غوغا
ی ی به پامی کنند که مداحان خوش صدا نمی توانند آنگونه اجرا کنند. دکلمه خوانی در مداحی ویژگی هایکی دارد که برخی از
آنها ذکرمی شود.
1( اگر کسی از سرمایه صوتی محروم است میتواند از این شیوه استفاده برده و مداحی کند.
2( هنرنمایی در اجرایا ی ن فن بسیار موثر است. و لذا نقش احساس هیجان و تفهیم در شعر بسیار کارائی دارد.
3( اگر در مجلسی همه هنرنمایی صوتی کرده باشند و مداحی دکلمه خوانی کند موفق تر خواهد بود. اگر به مرثی هاش گریزه کنندیا نکنند
یا به شعر اونکسی پاسخ هی جانیبدهدیا ندهد هرگز به اعتبار و آبروی گوی نده لطمه وارد نمیشود.
4( رفتار و حرکات نمای شی در تفهیم شعرتو مضامین آن بسیار مؤثر و بهر معدل کار مداح می افزاید.
5( اگر مداح دکلمه خوان، خودش به گریزه و سوز و شور و حالتو اخلاص درونی آمیخته باشد، دکلمه خوانی ا و تاثیر بسزای ی دارد. و
کمبود صوت آهنگرا جبران میشکند. و اگر دکلمه خوانی خشک باشد، مسئله بر عکسخواهد بود.
6( تقلید از شعرای معاصر در دکلمه خوانی چندان موفقی تآمی ز نبوده و در برخی از محافل هم تمسخرآمی ز است.
7( صداهای ضخی م و گرفته و رگ دار طبی عتا محزون و بهغض آلود بوده و در مداحی دکلمه خوانی مخصوصا برای اجرای مرثیه بسیار
مناسب است و در دکلمه خوانی هم ا
ی نگونه صداها بسیار موثر و جذاب است البته اینگونه صداها خدادادی است و کسی به زور نمی تواند
از راههای خطا و نامشر
وع صدایش را به این حالت در آورد.
8( هرچه سنگو سال مداح دکلمه خوان جا افتاده و مسن تر باشد تاثیر آن بیشتر ودل نشین تر خواهد بود.
9( تقوی و وقار و متانت در مداح دکلمه خوان بیشتر موثر است. چون عموم مردم این نوع مداحی را استادانه تلقی میکنند.
بای دبی شتر ظواهر امر و تقوی درونی را مراعات نمایند.
درنتی جه دکلمه خوانی نوعی مداحیاست. و حتی در مقتل خوانی هم این روش بسیار موثر موثر است. برخی وعاظ از این طریق روضه
خوانی بدون صوت دلهای ز
یادی را منقلب میکنند.
سیزده( مرصع خوانی
یعنی مداحی شعرتو نثر را آمیخته اجرا میشکند. که ای نبی شتر در مداحان قدیمی مرسوم بود.ای عنی قبل از شروع مداحییا در بین آنیا آخر
مداحی سخنوری هم میشکند
. که مورد اعتراض وعاظ و بهرخی مستعمی نهم واقع میگشود که شما برای مداحی دعوت شده اید یا سخنرانی
٤٩
از زمانی که م
داحی در کشور رشد کرده کمتر از اینگونه مداحان استفاده میگشود. متاسفانه برخی از مداحان به ویژه در مراسم ختمبا
پرگوئی، تمج
ی د از اشخاص و مدح متوفی و نصیحت های تکراری تعرف خاطرات شخصی، خودستائی های گوناگون وقت مردم را می
گیرند. و مردم هم اعصابشان به هم ریخته و در دورن شروع به بدگویی میکنند. شکی نداریم که برخی از مداحان اینقدر مطالعه دارند که
کمتر از کک واعظ نیستند. لیکن توصی هایان است چون مداحی و سخنرانی دو مقوله جدای از هم می باشند، سخنرانی را در محافل خاص
جدا اجرا نما
ی ند و مداحی را هم در جایگاه خود، که مورد اعتراض مردمتو روحانی ون و وعاظ نباشیم.
و متاسفانه دیده شده برخی از مداحان جوان به مردم در مجالس امر و نهیکرده و میگویند از بس گناه کرده اید قسی القلب شده اید یا
مثلا میخواستم شعری را بخوانم، مجلس اقتضا ندارد میترسم حقش ادا نشود
.
یا مثلا اگر کسی گریزه نمیکند تقوی ندارد. آقا خودش اهل تقوی نی ست،هم دیده شده وهم شنی دهاتی م مداحی جوان نماز نمی خواندمو
شب در مج
لس میگشود امامزاده.
البته گاهی لازم است مداح. مجلس را بسازد. مردم را جلو بیاورد. یا آنکه بی تفاوتند را متمرکز نمایند و مجلس را احیا کند. مداح باید با
گفتن احادی ثی راجع به اشک، شعرهایی در فضی لتگری ه با احترام خاص وبا تشویق مستمع را جذب نمایند.
چهارده( فن خودخوانی
خودخوانی مهارتی است در مداحی که هرکسی نمی تواند آنرا اجرا کند مگر خیلی در بیان وتفکر و معلومات و هنر سخنوری و ربط
سخنان موروثی اکتسابی بهره ای داشته باشد
.
خودخوانیی عنیا ی نکه مداح چه در شعرتو چه در مرثیه خوانی سخنان ویا گفتارهای ی را داشته باشد که از دیگران نباشدی عنی نقل قول و
حدیث و روایات نباشد. از خودشو زائی ده فکر شخصی باشد وهر چه که در دلتو زبانتو مغز می پرورد بیان کند. نکاتی راجع به
خودخوانی
1( از زبان خود اهلبیت اظهار محبت با شعریا سخن داشته باشد.
مهر تورا به عالم امکان نمیادهی م
این گنج پربهاست- ارزان نمیدهم
یا مثلا:
چه شود که بر سر من به دم ممات آیی
2( خودخوانی اگر از خاندان معصومین علیهمالسلام به ککدی گر باشد. قواعد و حدود و سقور خاص دارد. و در این قسمت کار سخت و
چارچوب تنگ تر خواهدشد
. و لذا هرکسی با هر طریق وهر زبان وبیانی که دل تنگش میخواهد نمی تواند ائمه و خاندان آن بزرگوارن
را مخاطب قرار د
هد. پسبای د نسبت به آنان آداب و قواعدی که خودشان آموخته اند دقت و رعایت کرد. بعضی ها معیار را داستان موسی
و شبان میدانند
. اگر چه آن داستان زیر سوال است وبا اعتقادات راسخ وناب شیعه موافق نیست و مومرد شک و نقد و بهررسی و تفهیم می
باشد. اگر اینگونه بودابی عقل ها با خردمندانی کی بودند و میدانی ک فرد عادی با پی امبریا ی ک امام ویا یکی از ما فرقی وجود نداشت.
٥٠
لذا معیار ما قرآن و اهلبیت علیهمالسلام هستند. امام معصوم میفرمایند )) : هرکس به اندازه استعداد و عقلش سنجی دهنو مورد سوال
خواهد بود((.
3( برخی از مداحان و شعرا خیلی عامی انه کلمات و جملات زمان را به زبان لات منشی و بسیار ضعی فبیان کرده و گاهی هم دیگر از حد
گذرانده و بهه زشت گو
ی ی میترسد که انسان از شنیده و بیان آن شرم دارد. مثل اوستا کریم، آخدا، قربونتم، فدات شم، قربون چشاتو از
این عبارات که زیاد است.
در صورتی که خداوند متعال را که در اینهمه ادعیه با عظمتی اد میکنند امی رالمومنی ن ) علیاه السلام( خداوند را الهی، سیدی و مولای و
ربی خطاب میشکند
. اینهمه عبارات بزرگ وپر معنی در دعاهای مختلف مخصوصا جوشن کبی ر، مجی ر، مشلول و... بکار رفته است.
4( برخی از خودخوانی ها در حدود اعتقادات نیست واز حد شرع خارج است. مثلا
O تا امام حسیین ) علیاه السلام( شفاعت نکند به طرف بهشت نمیروم) بی حسیین بهشت نمیخواهم) ( به خدا جواب نمیدهم جوابم
حسیننه( باید چیزی گفتمکه مبنای دینی و اعتقادی داشته باشد.
اگر خدای نباشد زبنده ای خشنود
شفاعتهمه پیغمبران ندارد سود
باید توجه کنیزم زنجیر زدن، سینه زدن، گریزه کردن محبت به اهلبیت است وای نطورنی ست که هر گناهی را خواستیم انجام دهیم و منتظر
شفاعت اهل ب
ی ت باشیم. در سوره مدثر داریم که شفاعت شفی عان شامل حال چند گروه نمیشود.
یا مثلا میگویند اناعبدالرقی ه، من حسیین اللهی مما در سلام، به امام حسیین ) علیاه السلام( السلام علی کیا اباعبدالله) سلامبر تولای پدر
بندگان خدا
( یا در شهادتی نمی گوییم اشهد ان محمد عبده و رسولهی عنی عبودیت نزد خدا از رسالت و امامت بیشتر ارزش دارد. اگر
حضرت رس
ول به پی امبریبرگزی ده شدهبه لحاظ عبودیت محض آن حضرت بود.امام به واسطه عبودیت به مقام امامت میترسد.
برخی هم میگویند حسیین جان بهشت کجارو کوی تو کجا، باید گفت همه انبیاء و اولیاء در حسرت بهشت هستند. زیرا قرآن بهشت را
محل رحمت الهی معرفی فرموده است
.
5( نباید با وجود آنهمه گفتارهای نورانی خدا، اهلبیت علیاه السلام( ، اشعار و مدای ح عالی انسان وقت مردم را برای گفته ها پوچ وبی
اعتبار وبی ارزش بگ
ی رد، و ضای ع کند.
6( ی ک نوع خودخوانی وجود دارد. مداح از خود اعلام نظر میشکند. مثلا میگویند.
اجازهبدهی د من جای زینب جواب مادرش را بگوییم.
ما کجارو حضرت زینبس( که جواب اورا بدهیم.
7( خودخوانی در دعا خواندن
مثلا در حال خواندن دعا میگویند:
٥١
خدایا چرا مرا خلق کردی، حالا که خلق کردی چرا میخواهی بسوزانی؟ اگربسوزانی مگر به تو چیزی اضافه میگشود. و اگر عفو کنی
چه چیزی از تو کم میشود؟ برخی از عبارات در مرز کفر و بیای مانیاست. ما اسم آنرا حدیث نفس وحرف دل ویا گفتگو با خالق
گذاشته ایم و لذا دقت در این زمینه بسیار ضروری است.
پانزده( ردیف خوانی
ردیف خوانی در مداحی از فنون بسیار مهم و بهرجسته است. و در قدی مبی شتر مرسوم بودهاست و بهرخی از مداحان فعلی مشهد و بهرخی از
گذشتگان به ا
ی نهم توجه ویژه داشتهاند. دوستان مداح اگر این فن را در مجالس پیاده کنند خواهند دید به اوج، عظمت و شور و حال
مداحی و نظام و
ی کپارچگیمجالس افزوده میگشود. و بهه شرح ذیل است.
1( واعظ هر روضههای را که خوانده است مداح هم همان موضوع را ادامه دهد.
2( واعظ هر روضههای را که خوانده است مداح هم همان موضوع را ادامه دهد.
3( هر مداحی که قبلا خوانده است. مداح بعد در همان ردیف و قافیه شعر بخواند. حال شعر غزل باشدیا قصی دهیا مثنوییا روضه باشد.
مثلا اگر گودال قتلگاه خوانده شد، مداح بعد گودال بخواند
.
4( مداحی شعرِ روضهها میخواند، مداح بعد پاسخ آنرا میدهد.
5( از اشعاری استفاده کنند که هم معنی و مشابه شعر مداحی قبلی باشد.
شانزده( فن غریب خوانی
فن غری بخوانی همانطور که از عنوان آن مشخص است مداح شخصیتت های پنهان و غیر معروف را معرفی میشکند بعضی از محافل در
شهادت است و بهرخی از ائمه اطهار
) علیاه السلام( مانند حضرت باقر، حضرت صادق، حضرت امام هادی، امامحسن عسگری علیهمالسلام، حضرت ام البن
ی ن، ام کلثوم،حضرتخدی جه علی هماالسلامیا شهدایی مثل بری ر، مسلم بن عوسجه، حبیب، عابس بنوشی ب،یا اصلا
خوانده نمیشود
یا کمتر توجه میگشود. دیده شده شب شهادت امام باقر) علیاه السلام( مداح بایدک غزل توسل به امام زمان) عج( بسیار
مختصر در چند دق
ی قه، اسمی از امام برده و بهه بهانه علاقه ائمه به روضه حضرت زهرا) س( یا اباعبدالله مجلس را به آن سمت سوق میدهند.
البته منکر ا
ی ن نمیشوم هر مجلس باید با نام ابا عبداالله الحسین ) علیاه السلام( ختم شود لیکن حق هر امام معصوم، باید در جایگاه خودش
ادا شود.
عملذی ل سبب میگشود تا مراثی بعضی ائمهیا شخصیتت ها کمتر خوانده شود.
1( برخی میگویند شخصیتت های مذکور آنقدر ماجرا ندارند که بتوان مدتی در مجلس از آنها مداحی کرد. در صورتی کها ی ن تصور کاملا
اشتباه است
. برای هر کدام از شهدای کربلا میتوانی ک مجلس کامل اداره کرد. برای ائمه غریب هم از چند مجلس فراتر.
2( عدم آگاهی و اطلاع و توجه برخی شعرای مذهبی به موضوعات و شخصیتت های غریب، مداحان هم وقتی دیدند شعری در آن
موضوعات گفته نشده
یا خیلی کم سروده شده نمی توانند بیشتر از آن بخوانند در اینجا لازم استی ادآورینمای مکه شاعر اهلبیت حاج
٥٢
غلامرضا سازگار در همه زم
ی نه ها انصافها سنگ تمام گذاشته و بهرای ائمه غریبشو شخصیتت های پنهان شعر به اندازه لازم و کافی سروده
است. که نخل میثم و 2 و اشعار متفرقه دی گرامی شان گواه این مدعاست.
3( علت دیگر ناآگاهی برخی مستعین و ارزش ندادن و عدم شناخت و تأثیرپذی ری از مراثی غریب است مثلا آن گریههای که برخی از
مستعین برای حضرت عباس) علیاه السلام( دارند برای مرثیه امام صادق) علیاه السلام( ویا حضرت باقر) علیاه السلام( ندارند واین از عدم
شناخت و عرفا
ن مستمع است.
امی دواری م شعرا نسبت به این مهم توجه بیشتری نموده و مداحان هم مطالعات خودرا در این خصوص افزای ش داده تا مجموع مجالس به نام
اهلبیت پرشور و گرم برگزار شود.
هفده( فن چهارپایه خوانی) چارپای ه خوانی(
مرسوم است وقتی دستههای عزاداری در ایام مصیبت وارد بازاریا خیابان میکشوند. در نقاطی پرجمعی تیا مثلا در صحن امام زادهیا
مسجد جامع چارپا
ی های برای مداح می گذارند تا بر بالای آنجای ستاده و مردم عزادار را بگری اند. این روش را چارپای ه خوانی میگویند که
ویژگی هایکی دارد که به برخی از آن اشاره میگشود.
1( در چارپای ه خوانی مداح باید آنقدر بر بیان و شعرتو گفتار خود اشراف داشته باشد که حتیی ک تپق هم نزند. یعنی کاملا بر اوضاعسو
احوال محفل مسلط باشد
.
2( مداح باید روانشناس و مستمع شناس باشد. و باید بداند که چگونه بخواند واز چه بگویند در مردم تأثیربی شتر خواهد داشت.
3( در این فن مداح باید مجلس را سریع به اوج برساند. و زیاد معطل نکند.
4( اشعاری که بالای چارپای ه خوانده میگشود بسیار داغتو پرهی جان باشد.
5( مرثیه انتخابی باید طوری باشد که صحنه سازی داغتو تصویر نوین داشته باشد.
هجده( تازه خوانی
تازه خوانی کهیدی گر از عوامل مهم و تاثی رگذار در مجلس است. بعضی از مداحان چون شناخته شده اند دیگر به فکر تازه خوانی نیستند.
فقط نان معروفی ترا می خورند. وقتی نوارهای شان را میشنویم میبینیم اکثرا تکراری می خوانندیا با کمی تغییر روشن و آهنگ بعضی
دیگر با همیان شرایط میبینی مکه اگر شعرتو مضمون و مطلب تازه نخوانند خودشان رضایت ندارند لذا زحمت میکشند که خداوند بر
تعداد و توف
ی قا ی ن گروه می افزاید.
البته برخی اشعار و تک بینی ها، دمههای دو دسته از قدیم الای ام خواندن آنها مرسوم بوده و مردم هم با آنها خود گرفته اند واین دسته اشعار
مستثنی هستند
. نقل:
ای اهل حرم میرمو علمدار نیامد- جوانان بنیهاشم بیاریید - گلی گم کردهام می جویدم اورا- امشبی را شه دین در حرمش مهمان است.
ا ی نها با گوشت و پوستتو خونتو مرامشو مسلک مردم در آمیخته.
٥٣
منظور ما از تازه خوانیاستفاده از اشعار و نوحه های جدید که دارای مضامین عالی، روح عاطفی و احساسی و همراه با رعایت اصول و
قواعد شعری میباشد
. متاسفانه برخی مداحان برایپر کردناین خلاء به استماع نوارهای خواننده های معلوم الحال و مبتذل و غنا
و حرام رویامی آورند که مایه تاسف است.
نوزده( فن گریز و پل سازی
این فن از فنونیاست که اگر مداح به آن آشنا نباشد و نتواند آنرا به خوبی اجرا کند. اذهان مستعین پراکنده و لذا دیر با موضوع و مضمون
ارتباط برقرار میکنند
. و بارها دیده شده گریز و پل سازی مناسب و بهه جای کباره مجلس را متحول میشکند این فن به سه صورت انجام می
شود
1( از خودخوانی به مدح و مرثیه
2( از مدح خوانی به مرثیه
3( از مرثیه به مرثی هدی گر
ی ک(از خودخوانی به مدح و مرثیه
در قسمت اول مداحی درحال خواندن این شعر است.
یابنالحسن بیا که حلول محرم است
شادی به ما حرام شدتو ایام ماتم است
تا جاییکه میگویند:
سقا زتشنگان حرم شرمسارند
خشک ز شعله خجالت او نهر علقمه است
بر عاشقان سی احت گلها حرام شد
خاکم به سر قامت سروعلی خم است
دو( از مدح خوانی به مرثیه
2( مداح شعری را در مدحی کی از معصومین ) علیاه السلام( شروع میشکند. برخی از ابیات شعر اشاراتی به مصیبت شدهاست. در هر بیت
که مداح آمادگی دارد
یا زمینه آن قبلا توسط واعظیا مداح قبل فراهم شدهاست.
از مدح به مرثیه گریز میزند.
به مثال ذیل دقت فرمائی د در توصیف حضرت زهرا) س(
علی زماه جمالت چو پرده بردارد
خدابه دیده او جلوه دگر دارد
چندبی تا ی ن قصیده مدح است تا جائیکه میگویند.
٥٤
همان چیزی که همه فکر میکنند مداحی است: مداحی برای خودِ مجلس. به ماژول m3 نگاه کن.
بینِ دو بخشِ برنامه، پر کردنِ فاصله. فنِ کمدیدهای که در برنامههای حرفهای از آن استفاده میشود.
برای ماژول m14 — هفت اصلِ کتاب.
برای ماژول m14 — و جدولِ دَمهای واقعی که از دادهٔ بانک ساخته شده.
خواندنِ مقطعِ کوتاهِ بسیار متمرکز؛ مناسبِ وقتی که وقتِ مجلس کم است.
قالبِ کلاسیکِ دوخطی با وزنِ موسیقیِ سنگین. مناسبِ مجالسِ بزرگ و رسمی.
ساختنِ فضا با یک بافتِ موسیقیِ ممتد پیش و بعدِ بخشِ اصلی.
بخشِ پرشور و کشیده؛ همانجایی که مستمع گریه میکند.
تکههای کوتاه و پرکوب؛ برای بالا بردنِ ضرب.
ساختارِ کلاسیک با مقدمه و تشبیه و پایانِ منسجم.
قالبِ دوبیتیِ خیالانگیز؛ جایگاهش در مداحیِ سنتی محفوظ است.
فرمِ گفتارِ مداحانه. برای میانِ نسلِ جدید خیلی مؤثر شده.
قالبِ چهار مصرع از یک وزن؛ مناسبِ گروهخوانی.
متن را خودِ مداح از میان مردم میخواند و میگردد. برای ماژول m7.
برگشتِ مکررِ یک ترجیع؛ فنِ ساختنِ سکون در دل.
همان چیزی که گاهی «اشکخریدن» یا روایتِ غربت مینامند.
چهار مصرعِ متوالی بدونِ وقفه.
آوردنِ شعرِ تازه در مجلسِ کهنه.
مهمترین حرفِ این بخش
شنیدنِ مداحی برای تقلید نیست. برای پروندهسازی است.
فرقش این است: مداحی که تقلید میکند، صدای دیگری را قرض میگیرد و بعد از دو سال، آن صدا از او گرفته میشود و دستش خالی میماند. مداحی که ساختار را یاد میگیرد، مالکِ اجرای خودش میشود.
پس هر بار که چیزی در یک اجرا توجّهت را جلب کرد، از خودت بپرس: «این ساختار است، یا این صدا؟» اگر ساختار است — یاد بگیر. اگر صدای خاصِ اوست — فقط تحسین کن و رد شو.
قاعدهٔ کلیِ این بخش: از شنیدن، ساختار بردار؛ نه صدا.
شنیدنِ یک اجرا بدونِ متن، مثلِ دیدنِ یک نقشهٔ شهر از بالای هواپیماست — زیبا ولی بیفایده. متنِ همان اجرا را از بانک بردار و کنارش بگذار. آنوقت میتوانی ببینی کجا متن خوب است و کجا مداح آن را نجات داده.
هر اجرای حرفهای، لایهلایه است. بارِ اول فقط همین لایهها را پیدا کن — نه جزئیات، نه صدا. (نامِ این لایهها همان نامِ سبکهای بخشِ ۳ است، از منابعِ همان بخش.)
| لایه | نشانهاش چیست | کِی در اجرا میآید |
|---|---|---|
| زمینه | روایتِ آرام، بدونِ فهرست و بدونِ فریاد | اول و آخر |
| مُرکَب | دو تا چهار جملهٔ کوتاه که پشتِ سر هم میآیند | میانه |
| گریز | پرش از اصلِ روضه به حاشیه و برگشت | هر وقت |
| دَم | جملهٔ تکرارشوندهای که سینه روی آن میزند | بخشهای اوج |
| واحد | پرسش یا عتاب: «چرا…؟» «مگه میشه…؟» | پس از اوج |
| شور | «من» و «تو» قاطی میشوند | اوجِ نهایی |
تمرین: اجرا را جلو ببر و هر بار که لایه عوض شد، زمانش را یادداشت کن. بعد به متن نگاه کن و ببین آیا همان ترتیب است یا نه. اگر متن دارد حاشیه ولی اجرا ندارد، آن اجرا برای تو آموزنده نیست. همینجاست که سوییچ پیدا میشود: جایی که مداح از راهِ زمزمه میرود به راهِ صدای رسا و مخاطب با او بالا میآید.
مکث، خودش یک صدا است. چشمت را ببند و فقط گوش کن: کجا ساکت میشود؟
| نوعِ سکوت | کِی | چه میکند |
|---|---|---|
| سکوتِ آغاز | پیش از اولین کلمه | مجلس را ساکت میکند؛ همیشه جواب میدهد |
| سکوتِ جمله | بعد از یک جملهٔ کلیدی | میگذارد جمله در ذهن بنشیند |
| سکوتِ گریه | وقتی خودش گریه میکند | حرف نزن؛ گریهِ او خودش اجراست |
| سکوتِ پیش از دَم | قبل از جملهٔ تکرارشونده | سینه را آماده میکند |
| سکوتِ خالی | وسطِ اجرا، بیدلیل | تنها مکثی که بد است — نشانهٔ فراموشیِ متن |
تمرینِ عملی: یک اجرای خوب را گوش کن و فقط مکثها را با انگشت روی میز بزن. بعد خودت بخوان و همانجا مکث کن. فرقش را میشنوی.
در منابعِ این ماژول، لحن بهصورتِ «لحنِ ۱ تا ۵ دستگاهِ ماهور» نامگذاری شده است (منبعِ ۴ در فهرستِ پایانِ همین صفحه). آنچه در ادامه میآید، تقسیمِ کاربردیِ همین است:
| سطح | کِی | اثر روی مخاطب |
|---|---|---|
| فرود | نقلِ روایت، سخنِ آرام با خود | اعتماد میسازد؛ مخاطب نزدیک میشود |
| میانه | بیتِ معمولی، پیشزمینه | کار را میبرد جلو |
| اوج | دَم، فرازِ گریه، ختم | مجلس را با هم برمیدارد |
| فرودِ ناگهانی | درست پس از اوج | نفس میدهد و اوجِ بعدی را بزرگتر میکند |
در حینِ شنیدن، دستت را روی سینه بگذار. بلند شدنِ صدا را حس کن. اگر در یک اجرای نیمساعته، صدا فقط دو بار بالا رفت، آن اجرا یکنواخت است. اجرای خوب، پلهپله بالا میرود و هر پله را نگه میدارد.
و یک هشدار: گریهٔ ساختگی، نشانهٔ ضعف است نه قدرت. اگر مداح هر بیت گریه میکند، مخاطب بعد از سه دقیقه همراهی نمیکند. گریهٔ کم و درست، از گریهٔ زیاد و ساختگی اثرِ بیشتری دارد.
دو اجرای دیگرِ شبِ چهارم (عبدالله بن عقیل و امام سجاد(ع)) — لایهها و سکوتها را روی متن ببین، نه روی تعریف.
این چکلیستها را چاپ کن یا کپی بردار. هر بار برای یک اجرا فقط یکی را پر کن. پر کردنِ همه با هم، حواست را پخش میکند.
| اگر این سبک را گوش میدهی | فقط این سه چیز را بگیر | اگر این را دیدی، اجرا خوب است |
|---|---|---|
| زمینه | جملههای روایی · مکث بین آنها · لحنِ فرود | جملهها کوتاه و تصویریاند؛ مداح مدام توضیح نمیدهد |
| نوحه / سینهزنی | دَم · واحد · نسبتِ اوج به فرود | دَم دارد و سینه روی آن مینشیند |
| مولودی | لحنِ شاد · کفزنی · ختمِ مجلس | مجلس را میبرد، رهایش نمیکند |
| شور | «من» و «تو» · تکرارِ واژهای | مخاطب خودش شور میگیرد، نه با فریادِ مداح |
| واحد | پرسش · مکثِ بعدش · انتظار برای دَمِ سینهزن | بعد از پرسش، سکوت میکند و میگذارد سینه بزند |
| نواح | گریز · وزنِ محاورهای · تکرارِ درونمتنی | گریز دارد و برمیگردد؛ متنش «ناحی» است نه قالبی |
نشانههایی که یعنی این اجرا را برای یادگیری رها کن
و یک استثنا: مداحِ مبتدی در حالِ رشد، گاهی مکث نمیکند. این عیبِ او نیست، نشانهٔ تمرینِ ناکافی است. با او همان رفتار کن که با خودت میکنی: کنجکاو، نه تحقیر.
در ماژول ۷ پروندهای دوازدهقلمی برای هویتِ مداح آمده است: نسل، دستگاه، سه قطعهٔ مرجع، جایگاهش در تاریخ. این پرونده میپرسد این کیست. پروندهٔ زیر میپرسد این اجرا چه کرد — و هر دو لازماند.
پنج سؤالِ پروندهٔ تحلیلی
«پروندهسازیِ تحلیلی» یعنی بعد از شنیدن، بتوانی بدونِ نگاه کردن بگویی آن اجرا چه ساختاری داشت. اگر نتوانستی، هنوز فقط صدا شنیدی — هنوز چیزی یاد نگرفتهای.
بعد از ده اجرا، پروندهها را کنار هم بگذار. الگوی تکرارشوندهٔ آنها، سبکِ خودت است — پیش از آنکه فکر کنی سبک داری.
شنیدن بدونِ اجرا، آب در دهان است
| مرحله | کار | چقدر |
|---|---|---|
| ۱. شنیدن | اجرای مرجع را با متن گوش کن | ۳ بار کامل |
| ۲. زمزمه | بدونِ صدا، فقط ریتم — با انگشت روی میز | ۵ بار |
| ۳. نیمهآواز | با صدای خودت اما نه با اعتمادِ کامل | ۵ بار |
| ۴. اجرا | چشمت از متن برود و دستت نلرزد | ۲ بار |
| ۵. ضبط | صدایت را ضبط کن و با نمونه بگذار کنارِ هم | ۱ بار |
| ۶. پرونده | دفترچه را پر کن | ۵ دقیقه |
مرحلهٔ ۵ از همه مهمتر است و همه ردش میکنند. تا وقتی صدای خودت را ضبط نکردهای، نمیدانی کجا لنگ میزند. گوشِ خودت، بعد از چند اجرا، به صدات عادت میکند و دیگر عیبها را نمیشنود. ضبط، آن عادت را میشکند.
و یک فکرِ آخر: این جزوه برای این نوشته شده که اهل بیت و خدا محور باشند. مداحی، وسیله است نه هدف. هر بار که میخواهی گوش کنی یا بخوانی، اول بدان برای که میخوانی.
چرا این بخش را اینجا گذاشتهایم
بخشهای ۲ تا ۱۱ شکلِ هر فرم را با یک نمونه نشان دادند. اینجا متنِ کاملِ همان فرمهاست — 36 زمینه، تقریباً همه از یک مجلس و یک پخش (کربلایی کریمیزاده). این کار عمدی است: وقتی چند متنِ همسبک از یک مجلس کنار هم باشند، تفاوتها دیده میشود.
زمینه چه چیزی هست که دیگر فرمها نیست؟ زمینه جملههای مفهومی را پیش از اوج میآورد و ذهنِ مخاطب را آماده میکند. نه فریاد دارد (شور)، نه ضربه (واحد)، نه فهرستِ مصیبت (سنگین). وزنش از تکرار میآید، نه از بلندیِ صدا.
تمرین: یک زمینه را بخوان و دقیقهبهدقیقه علامت بزن کجا به اوج میرسد. اگر نتوانستی، آن زمینه اوج ندارد.
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| تمومه حسین،روبرومه حسین | زمینه · شعر روضه · شور | — | منبع ↗ |
| غریب گیر آوردنت | زمینه · لطمه زنی | سرابندی | منبع ↗ |
| کم دست و پا بزن | زمینه · لطمه زنی · واحد | — | منبع ↗ |
| میون گودالی ، اونم چه گودالی | زمینه · لطمه زنی | — | منبع ↗ |
| بمیرم برای غمت یابن الزهرا | زمینه · واحد | کریمی زاده | منبع ↗ |
| با تو چکار میکنن | زمینه · شعر روضه | — | منبع ↗ |
| وای حسین وای حسین | شور · لطمه زنی | — | منبع ↗ |
| سلام ما به حسین و به کربلای حسین | توسل · شعر روضه · شعر مدح | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| سالها بر درگهت خدمت گزارم یا حسین | توسل · زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| ای امید اهل خیمه | زمزمه · زمینه · شعر روضه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| دامن کشان رفتی( دلم زیر و رو شد )3 | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| شکسته بودم و ، شکسته تر شدم | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| نریز آبرومو تو ای مشک پاره | زمینه · واحد | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| محمد علی فشندی یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقید بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیه الله ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم. | عنایت یا تشرف | روح الهی | منبع ↗ |
| بد جور دلشکسته ای و گریه میکنی | توسل | عطاری | منبع ↗ |
| دوباره امام غریبم | توسل | روح الهی | منبع ↗ |
| الهی بدمالمحسن | دم سینه زنی · زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| ببینید، ببینید – گلم رنگ ندارد | زمزمه · زمینه · شعر روضه · واحد | کریمی زاده | منبع ↗ |
| ربـــاب میدهـد نــدا بـــای ذنـب قتلت | زمینه · شعر روضه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| رفته تاب شیرخواره، وای بیچاره رباب | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| من دیگه جونم به لب رسیده | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| نظر کن به حالم که محزونم و دل پریشون | زمزمه · زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| ای وای ای وای | زمینه · شور · لطمه زنی | — | منبع ↗ |
| تو این همه شدی و من هنوز یک نفرم … | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| چه کنم که راه برگشت ندارم | زمینه · واحد | کریمی زاده | منبع ↗ |
| سلام، چشمای ترم | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| خدا میدونه که برام سخته | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| الهی داغتو نبینم | زمزمه · زمینه · شعر روضه · واحد | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| چقد غریب شدی ، عمو حسین من | زمینه | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| الهی مادرم زهرا جوان است | زمزمه · زمینه · واحد | کریمی زاده | منبع ↗ |
| مصراعِ نخست | سبک | پخش | منبع |
|---|---|---|---|
| پر شد خرابه شام ، از اشک و آه و گریه | زمزمه · شعر روضه | عطاری | منبع ↗ |
| حسین جان | زمزمه · زمینه · شعر روضه | کریمی زاده | منبع ↗ |
چرا این گروه جدا است
این 4 متن از جای دیگری آمدهاند و کارِ آموزشیِ صریح دارند: برای هر کدام یک زمینهٔ کاملِ آموزشی نوشته شده — برای امام باقر(ع)، امام جواد(ع)، امام سجاد(ع) و دروازهٔ کوفه. کنارِ گروهِ بالا نگذاریمشان چون آنها متنِ «مجلس» نیستند؛ متنِ «روش» هستند. مقایسهٔ این دو گروه خودش آموزنده است: متنِ مجلس چطور واقعاً ساخته میشود.
| عنوان | مناسبت | سبک | منبع |
|---|---|---|---|
| امام باقر | شهادت امام باقر(ع) | زمینه | منبع ↗ |
| امام جواد | شهادت امام جواد(ع) | زمینه | منبع ↗ |
| دروازه کوفه | شام غریبان | زمینه | منبع ↗ |
| امام سجاد | مصیبت امام سجاد(ع) | زمینه | منبع ↗ |